این تب خواستن توست که مداوم بالا میرود ...
شب ها آوار میشود بر سرم و ...
تازیانه حسرت میزند بر تنم !
جانم به لب میرساند اما ...
رهایم نمیکند !
و اکنون ...
باور کن ...
دل انگیز ترین پناه دنیاست میان بازوانت !!
جایی که از مردن هم نمیرسم !
و تو ...
مرا به خاک نه ...
در آغوش خود آرام کن ...
قول میدهم هرگز نمیمیرم !

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم مهر ۱۳۹۰ ساعت 21:57 توسط ㋡ღmemol
|
وإِن یَکادُالّذینَ کَفَروالَیُزلِقونَکَ بِأَبصارِهِم