وقتی..
تو با عشق صدایم میکنی..
وقتی..
تو با عشق صدایم میکنی..
تو را همچون شرابی ناب دیدم
چنان زیبا نمودی خواب را
که گویی خواب را هم خواب دیدم..
من از عهد آدم تو را دوست دارم,
ازآغاز عالم تو را دوست دارم ,
چه شبها من و آسمان تا دم صبح
سروديم نم نم : تو را دوست دارم.........
نه خطي! نه خالي! نه خواب و خيالي,
من اي حس مبهم تو را دوست دارم,
سلامي صميمي تر از غم نديدم ,
به اندازه غم تو را دوست دارم ,
بيا تا صدا از دل سنگ خيزد ,
بگوييم باهم: تو را دوست دارم ,
جهان يک دهان شد هم آواز با ما:
تو را دوست دارم تو را دوست دارم..
در تلاطم این لحظه ها
پناه من
چشمان توست
که بی پروا مرا به عمق می کشند !!!
.
.

اگر زندگیتـــــــــ فقطـــ یکـــــــــ نفــــــر باشـــد ..
ای که تقدیر تو را دور ز من ساخت، سلام
نامه ای دارم از فاصله ها
چند شب بود که من خواب تو را می دیدم
خواب دیدم که فراری هستی
می گریزی از شهر
پاسبان همه جا عکس تو را می کوبند
جارچی ها همه جا نام تو را می خوانند
درهمه کوی گذرقصه تبعید تو بود
مردم و تیر و تفنگ
اسبهای چابک
متهم: قاتل گلهای سفید
جایزه: یک گل رُز
و تو می دانی من عاشق گل های رُزم
دوست دارم بنویسی.... به کجا خواهی رفت؟
مردم شهر چرا در پی تو می گردند؟
نگرانت شده ام
بی جوابم مگذار!
پشت پاکت بنویس
متهم: قاتل گلهای سفید
تو که می دانی من عاشق گلهای رُزم..
از پاسخ من معلمان آشفتند
از حنجره شان هرچه درآمد گفتند
اما من هنوز هم معتقدم
از جاذبه ي تو سيب ها مي افتند!!!

وقتی کنارم نیستی دنیایم خالیست . . .
مگر تو چند نفری؟ !!!
نمیدانم
دل من نازک است
یا چشمان تو تیز ...
هرچه نگاه به تو میدوزم
بند دلم پاره میشود..
هم آغوش . . .
در آغوشم بگیر
آن چنان خسته ام که حتی افق های نگاهم نیز گم می شود
مرا محکم بفشار...
به من ببخش نوازش دستت را با تصنیف دوستت دارم لبهای شیرینت
و مرا نوازش بده در این روزها با یاد دلنشینت...
من نیز.....
تو ر ا... دوست میدارم . . . . . .
هربار که تو می خندی ،
تعادل این شهر به هم می خورد ...
اما تو بخند
زندگی را برای از نو ساختن ، بهانه ای باید..
با تو می مانـَم که از نـام تو دل آذیــــن شود ...
تا که شرح عشقمان یک قصـــه ی دیرین شود
آنـقَـدَر شــور از دلـم صَــــــرفِ نگــاهــت می کنم
تا تمــام تلخـی چشمـــــــان تـو شیــرین شود
آنچنـــان پـــرشـــور می رقصــم کــه از تـأثیــر آن
مـوجِ موهــــایِ تو هـــم یکـجــور آهنگــین شود
مطـمئنــم هـــــم زمــــان بـا دیــدنِ لبخـــندِ تو
چشم هــایم روبــروی هــر غمـــی رویـین شود
جالب است اینکه: فقـط کافیـست تا نام تو را
بر زبان آرم کـــه از آن خـــانه عطـــرآگیـن شود
« دوستَت دارم » اگر جــزوِ گنــاهان من است
دوست دارم تا گنـاهم باز هـــم سنگین شود!
دلمو دادم به تو،تا(ما)بشیم دلمو دادم به تو،تا دیگه تنها نباشم دلمو دادم به تو،چون تو چشات دریارودیدم دلمو دادم به تو،تاهمه وقت یارهمیشگیم باشی دلمو دادم به تو،چون میدونم تنهام نمی زاری دلمو دادم به تو،تا احساسم رو گم نکنم دلمو دادم به تو،تا آرزوهام بشی دلمو دادم به تو،تایکی بشیم دلمو دادم به تو،تنها تو دلمو دادم به تو، تنها تو... تو
زیباست این زندگی با تو ، فقط با تو .
زیباست لحظه های عاشقی ، با تو ، تنها در کنار تو.
زیباست لحظه غروب ، با تو ، فقط به یاد تو.
آن لحظه که با تو هستم ، بهترین لحظه زندگی ام است که دلم نمیخواهد آن لحظه بگذرد.
دلم میخواهد آن لحظه که در کنار تو هستم هیچگاه به پایان نرسد.
زیباست این زندگی در کنار تو ، فقط با عشق تو.
زیباست لحظه ای که در زیر باران قدم میزنم ، یا با تو و یا به یاد تو.
این زندگی زیباتر از گذشته میگذرد چون با تو و عاشق تو هستم.
این لحظه ها عاشقانه تر از همیشه میگذرد ، چون با تو و به یاد تو هستم.
خوشبخت است این قلب عاشق من ، چون تنها تو را دوست دارد.
تنها تو را ، فقط تو را ، با تو می ماند ، عاشقانه می ماند و هیچگاه تو را تنها نمیگذارد.
میگویم دوستت دارم چون لایق این دوست داشتنی ، فقط تو لایق این عشق بی پایان منی.
می گویم با تو می مانم ، عاشقتر از همیشه ، فقط با تو ،
چون تنها تو سرپناه این قلب عاشق منی .
عشق من و تو ماندگار است ، تا ابد ، برای همیشه ، فقط با هم ، تنها در کنار هم.
زیباست کلام عشق ، شیرین است لحظه های با تو بودن ، فقط با تو ، و آن قلب مهربان تو.
عشق من و تو برای همیشه در خاطره ها و یادها می ماند ، یک عشق ابدی و بی پایان.
لبخند عشق همیشه بر لبان من جاریست ، فقط با تو ، و به عشق تو..
عزیزم، وقتی خوشبختی خونه ای رو به اندازه ی دنیا بزرگ کنه، فقط اعتماده که می تونه سقف اون خونه باشه. می دونی چه قدر بهت اعتماد دارم؟ خیلی...
پشت تمام پنجره های ذهنم عکس تو را قاب کرده ام تا چشمم روشن شود به دنیایی آرامش..
نسیم تبلور تمام قد حس زیبای با تو بودن است و من به احترام این همه یک رنگی نفس هایم را از عمق جان می کشم..
یک شب از عمرم صفحاتی خواندم
چون به نام تو رسیدم لحظاتی ماندم
همه دفتر عمرم ورقی بیش نبود
همه تکرار تمنای تو بود....
عجیب است!
تکرار می شوی...
تکراری, نــــــــــــــــــــــــه!
فرقـے نمـے کند !!
بگويم و بدانـے ...!
يا ...
...
نگويم و بدانـے..!
فاصله دورت نمي کند ...!!!
در خوب ترين جاے جهان جا دارے ...!
جايـے که دست هيچ کسـے به تو نمـے رسد.:
دلــــــــــــــم.....!!!
این قرار داد
تا ابد میان ما
برقرار باد
چشمهای من به جای دست های تو!
من به دست تو
آب می دهم
تو به چشم من
آبرو بده!
من به چشم های بی قرار تو
قول می دهم
ریشه های ما به آب
شاخه های ما به آفتاب می رسد
ما دوباره سبز می شویم !
کنار تخت دل تنگی ات!
بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمهی شراب
بیمار خندههای توام بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب..

کنارم هستی و اما ،دلم تنگ میشه هر لحظه
خودت میدونی عادت نیست ،فقط دوست داشتن محضهدلــــــــــــ م را که مرور مے کنــــــــــــ م
تمـــــــــ ـام آن از آن توســــــــــــ ت
فقــــــــــــط نقــــ ـــــ ـــطه اے از آن خودم…….
روے آن نقــــ ــــ ــــطه هم
میخ میکوبــــــــــــ م
و قاب عکس تــــــــــــو را مے آویــــــــــــ زم..