کنارم هستی و اما ،دلم تنگ میشه هر لحظه
خودت میدونی عادت نیست ،فقط دوست داشتن محضهکنارم هستی و بازم ،بهونه هام و میگیرم
میگم باز چقدر سرده میام دستات و میگیرم
یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرم
از اینجا تا دم در هم بری دلشوره میگیرم
فقط تو فکر این عشقم ،تو فکر بودنت با من
محاله پیش من باشی ،برم سرگرم کاری شم
میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم
روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوست دارم
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری
تو هم از بس من و میخوای یه جورایی خود آزاری
کنارم هستی و انگار همین نزدیکیاست دریا
مگه موهات و وا کردی که موجش اومده اینجا
قشنگه ردپای عشق بیا بی چتر زیر برف
اگه حال من و داری،
میفهمی یعنی چی این حرف ...
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 13:44 توسط ㋡ღmemol
|
وإِن یَکادُالّذینَ کَفَروالَیُزلِقونَکَ بِأَبصارِهِم